ا . سپید

منهای نیستی

ا . سپید

منهای نیستی

یه قصه ی عاشقونه

یه بازی کودکانه است

یه خط روی ماه کشیدن

با تو به بن بست رسیدن

رو لبه ی تیغ رقصیدن

یه شاخه ی بی  جوونه است

یه حرفِ نو از سادگی

با تو همه سرخوردگی

در فصل سرسپردگی

غم یعنی یه سکوتِ  کم

ترانه های دم به دم

تا تهِ تنهایی میرم

اون وقته که  من تو میشم

شب یعنی اون  نگاه تو

گلبوسه های نو به نو

اسمتو باور می کنم

رویا رو از بر می کنم

یه نامه ی بی نشونه است

از داغ و دردِ زمونه است

یه هق هق بی بهونه است

اون دل که شد پناه تو

ترس یعنی فهم زندگی

تا منتهای بندگی

اظهار تن سرمای مرگ

اینه نشون تو یکی  ۲

 

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد